تبلیغات
داستان های جذاب از دختران جذاب - Galaxy Girls -9

داستان های جذاب از دختران جذاب

welcome ,Bienvenue,اهلا و سهلا ،خوش آمدید

Galaxy Girls -9
سلام دوستیای گلم خوبین؟ زیاد حرف نمی زنم بفرمایید ادامه

پسر : باید هم ممنون باشی كدوم برادری همچین كارایی برای خواهرش انجام میده ؟

سوها و جای ها به طرف دخترا رفتن .

سورا: این كه جای ها اوپاست

میرا: فكر هركسی رو می كردم به غیر از جای ها اوپا

هه را چیزی نگفت و فقط به جای ها  نگاه كرد .

جای ها: میدونم انقدر جذابم كه شما دخترا نمی تونید چشم ازم بردارید چطورید دخترا؟

سورا: ممنون اوپا نزدیك بود از دست سوها سكته كنم .

جای ها : خیلی باعث دردسره نه؟

سوها:اورابونیم!

میرا : اصلا خیلی هم  دوست داشتنیه

جای ها: شماها همیشه زیادی ازش طرفداری می كنید . واسه همینه كه نمیشه كنترلش كرد.

هه را حتما حال اعضای دابل اس حسابی گرفته شده

سوها: هنوز نه اورابونیم با من بیا

اعضای دابل اس

هیونگ جون: اون واقعا دوست پسرشه؟

جونگمین: شایدم یكی رو بازور و كتك اورده

یونگ سنگ : این طور به نظر نمیاد . اونجارو نگاه كنید داره به اعضای سوپرجونیور معرفی ش میكنه . اونا هم پسرن اما چرا همچین كاری میكنه ؟

كی بوم : اون گروه فرق میكنه . اونا هیچ وقت به دخترا پیشنهاد ندادن و با سوها و گروهش مثل خواهرای كوچكترشون رفتار می كنن  . برای همین هم سوها رفتار خوبی با اونا داره .

هیون جونگ هیچ عكس العملی نشون نداد

سوها ،جای ها رو به  اعضای سوپر جونیور معرفی كرد

لی توك : از دیدنتون خوشبختم ۀ تو چه رشته ای تحصیل می كنین ؟

جای ها: من دانشجوی سال دوم رشته ی پزشكی هستم .

لی توك :پس شما كسانی رو كه دوست دخترتون مجروح میكنه درمان می كنید

سوها خندید و خنده ی اون باعث شد دل كیوهیون بلرزه

مهمونی بدون این كه حقه ی سوها معلوم بشه تموم شد . سوها خیلی تغییر كرده بود سوهایی كه همیشه بعداز تمرین هم می موند و  تمام مدت حواسش رو به رقص می داد، به محض تموم شدن  تمرین می رفت سراغ لپ تاپش و به چت كردن مشغول می شد . یه شب  چت كردن سوها تا ساعت 10 شب طول كشید  وقتی تموم شد یادش افتاد كه فرداصبح باید خونه باشه . برای همین به سمت خونه راه افتاد . كمی كه از مدرسه دور شد یه گروه پسر جلوش رو گرفتن خوب كه دقت كرد سردسته شون پسری بود كه چند وقت پیش جلوی رستوران كتكش زده بود .

پسر بالبخند چندش آوری گفت:خانوم كوچولو فكر كردی راحتت  می ذارم ؟الان تنهایی و قدرت چندانی هم نداری پس برای یكبارهم كه شده تو طعم كتك خوردن رو بچش . وچهارتایی به طرفش اومدن و باهم درگیر شدن سوها نمی تونست از دستشون خلاص بشه برای اولین بار داشت به زانو درمیومد كه یه فرشته ی نجات پیداشد و پسرا رو زد اونا هم به سرعت فرار كردن . سوها سرش رو بلند كرد كه نا جی ش روببینه اون كسی نبود جز كیم هیون جونگ لیدر گروه دابل اس  كمكش كرد تا بلند بشه و گفت : این موقع شب تنهایی اینجا چی كار می كنی ؟

سوها: می خواستم برم خونه كه این طوری شد .

هیون جونگ : چرا به دوست پسرت زنگ نزدی؟  تنهایی تو این ساعت شب برای یه دختر خطرناكه .

سوها: اون برادرمه  و الان هم دانشگاهه از این كه نجاتم دادی ( بعد از كمی مكث )ممنون . وبه سرعت دور شد 

هیون جونگ شوكه  شده بود با خودش گفت : یعنی اون پسره واقعا برادرش بوده؟ واقعا كه مثل خون آشام ها كلی راز دارن  و از تصور خودش خنده ش گرفت .

سوها از این كه مجبور شده بود از هیون جونگ تشكر كنه خیلی ناراحت بود .

روز بعد دخترا بدون سوها درحال تمرین بودن  .

میرا : سوها واقعا عوض شده اصلا مثل سابق نیست چی كار باید كنیم ؟

سورا : از دستش خیلی عصبانیم  جدیدا خیلی كم  با ما صحبت می كنه و انگار در كنار ما بودنش اجباریه . هه را ! خبرای امروزو چك كن .

هه را به سمت كامپیوتر رفت  اما با دیدن تیتر اولین خبر  لیوانی كه تو دستش بود به زمین افتاد و به هزار تكه تبدیل شد .

ادامه دارد ...

شرمنده اگه كم بود امیدوارم همه تون توی درسا موفق باشید خدا نگه دار





طبقه بندی: Galaxy Girls،
[ یکشنبه 10 مهر 1390 ] [ 22:35 ] [ الن ] [ دابل اسی پرو پاقرص() ]