تبلیغات
داستان های جذاب از دختران جذاب - Galaxy Girls-8

داستان های جذاب از دختران جذاب

welcome ,Bienvenue,اهلا و سهلا ،خوش آمدید

Galaxy Girls-8

سلام دوستای گلم خوبین ؟ شرمنده میدونم عصبانی هستید اما نزنید خواهش میكنم دلتون میاد یه بچه ی 3 روزه رو كتك بزنید ؟

برای خوندن قسمت بعدی بفرمایید ادامه

نفر اول كیم هیون جونگ از گروه دابل اس  و نفر دوم لی سوها از گروه Galaxy Girls

میرا:  اه حالا تو جشن بعد از كریسمس سوها باید همراه كیم هیون جونگ بره

هه را:آره چون در صورتی كه هیچ كدومشون همراه نداشته باشن باید باهم برن

سورا: سوها هرگز قبول نمی كنه امیدوارم  لیدر دابل اس دوست دختر داشته باشه

هه را : فكر نكنم آخه همیشه هر 5 تاشون باهم دیگه هستن  احتمالا سوها انصراف میده

میرا : اگه سوها بفهمه خیلی عصبانی میشه

كه ناگهان  سوها از پشت سر گفت : من چی رو نباید بفهمم ؟

دخترا باخوشحالی  سوها رو بغل كردن

سورا: خیلی دلم برات تنگ شده بود توی بدجنس تمام این مدت  حتی تلفن هم نزدی

سوها: شرمنده شرط این سفر  خاموش كردن تلفن همراه بود چه خبر؟

هه را : هیچی تو چه خبر؟

سوها: اول شما بگید اون چیه كه اگه بفهمم خیلی عصبانی میشم

میرا: خب راستش موضوع سر چارت كریسمسه

سوها ( با خونسردی ) : من اول نشدم درسته؟

سورا: تو از كجا فهمیدی ؟

سوها : از چهره های شما حدس زدم . مشكلی نیست چرا انقدر ناراحتید حتما كسی كه اول شده لایقش بوده

دخترا با تعجب به سوها نگاه كردن این  اولین بار بود كه در برابر شكست انقدر خونسرد بود

سورا: ما گفتیم حالا نوبت توئه چی شد ؟

سوها ( با هیجان ) :دیدمش واقعا خوشتیپ و خوش صداست . از این كه یه طرفدار كره ای داره خوشحال شد و بعد هم آی دی شخصیش رو بهم داد كه باهم چت كنیم .

هه را : واقعا ؟ پس معلوم شد چرا انقدر خوشحالی

سوها : دبی برای من شهر مقدسیه چون اونجا عشق رو پیدا كردم .

میرا و سورا برعكس هه را و سوها نه تنها خوشحال نبودن خیلی هم ناراحت بودن .

برای همین اون  دوتا رو تنها گذاشتن و رفتن تو كافه تریا .

میرا : من نگرانم یعنی چه اتفاقی میوفته ؟

سورا: امیدوارم  پسره ردش كنه اما نا امید شدم دیگه واقعا نمی دونم چی میشه . بیا فقط رو جشن برنده ی چارت تمركز كنیم .

میرا : وای ما چرا انقدر مشكل داریم 

سورا : تا دعوت نامه ی جشن نیومده سوها نباید بفهمه .

اعضای دابل اس

هیونگ جون: واقعا بهت تبریك میگم مثل همیشه عالی بودی

جونگمین : بهت گفته بودم كه پیروز این جنگ ماییم اونا ممكنه مهارت رزمی  شون خوب باشه  اما خوانندگی شون نیست

كیوجونگ :حالا مهمونی رو میخوای چی كار كنی ؟

هیون جونگ : هیچی فقط توش شركت می كنم

یونگ سنگ : آخه در صورتی كه دوست دختر نداشته باشی باید با نفر دوم چارت یعنی لی سوها بری

هیون جونگ : مشكلی نیست هیچ دختری نیست كه دلش نخواد با من  بیاد تا اون روز یكی رو پیدا میكنم

دخترا :

سوها : خب حالا نمی خواین بگین كدوم یكی از شما ها نفر اول شده

هه را: ما ن..

سورا محكم زد تو پاش  و میرا گفت: فردا كه دعوت نامه ها بیاد می فهمی

سوها : من خیلی خسته م میرم بخوابم شب بخیر

بعد رفتن سوها تازه دخترا متوجه عمق فاجعه شدن

میرا: این طوری خیلی بد شد گفتم این عكس العمل از سوها بعیده

سورا : فكر كنم الان زمان آرامش قبل از طوفان باشه

هه را: من  فردا نمیام  خودتون دعوت نامه رو بهش بدین

صبح روز بعد  دخترا با جیغ سوها بیدار شدن

سورا : وای چرا انقدر زود دعوت نامه ها اومد حداقل میذاشت یكم بیشتر بخوابیم

هه را : من از اتاق بیرون نمیام شما دوتا برید اگر پرسید هه را كجاست بگید مریضه 

 سورا دستش رو گرفت و از روی تخت بلندش كرد و گفت : ماهمه اعضای یك گروهیم پس مرگ و زندگی مون هم باهمدیگه صورت می گیره . وبا ترس هر سه تاشون بیرون اومدن

سوها: چرا اون گروه ؟ این همه گروه قدیمی و با تجربه داریم اون وقت این 5 تا ؟ این خیلی احمقانه س  من به نتایج اعتراض دارم

سورا : میدونی كه اعتراض به نتایج  خیلی دردسر داره

سوها : برام مهم نیست من نمیتونم این نتیجه رو قبول كنم

میرا: حالا می خوای چی كار كنی؟

سوها: بالاخره یه روز انتقام میگیرم این نتیجه منصفانه نیست دلم می خوام بكشمش

جمله ی آخر رو به حدی بلند گفت كه حتی  تا خوابگاه پسرا هم شنیده شد

اونیو: این صدای چی بود؟

ته مین : یعنی نفهمیدی  كه لی سوها بود

جونگمین : فكر كنم یه نفر خودشو از بالا انداخت پایین صدای وحشتناكی بود

هیونگ جون  خودشو چسبوند به جونگمین و گفت : من میترسم  

جسیكا سرش رو داخل خوابگاه  Galaxy Girls كرد و گفت چه خبره ؟

سوها كه از شدت عصبانیت درحال انفجار بود یه داد هم سر جسیكازد : برو بیرون

هه را : بهتر نیست خونسردیه خودتو حفظ كنی؟

سوها : چطوری میتونم این كارو بكنم ؟ من به جشن نمیام

سورا : نمی تونی چون تو پرونده ی تحصیلی ت ثبت میشه

سوها : لعنتی و رفت .

روز جشن فرا رسید  هیون جونگ نتونسته بود كسی رو با خودش بیاره چون به قول خودش دختری كه درحد اون باشه پیدا نكرده بود بنابراین به ناچار منتظر Galaxy Girls شد بعد از چند دقیقه سه نفر از اعضا بدون سوها وارد شدن . سورا پیراهن عروسكی  دكلته ای به رنگ  كالباسی  پوشیده بود .میرا لباس كوتاهی با آستین های پفی پوشیده بود كه رنگ بادمجونی ش صورت سفیدش رو بهتر نشون میداد .لباس هه را سبز مغز پسته ای و تا حدودی  شبیه لباس میرا بود با این تفاوت كه آستین های پفی لباس روی بازو هاش بودن و بالاتنه ش كاملا لخت بود .

هیونگ جون : هه را واقعا خوشگل شده

جونگمین : اینا بدرد تو نمی خورن پس الكی نگو این خوشگله اون خوشگله

كیوجونگ: دروغ هم نمیگه زیبایی چشم گیری دارن

هیون جونگ : بس كنید

یونگ سنگ چشم هاش رو دوخته بود به میرا كه میرا متوجه شد و رفت پشت ستون .

حدود نیم ساعت از جشن گذشته بود كه سوها دست در دست یه پسر وارد سالن شد  سوها یه لباس سفید كوتاه كه فقط  از یه طرف بند داشت پوشیده بود  كه جای بند تعدادی گل یاسمن با پارچه ی شیری روش بود .

سوها آروم تو گوش پسر گفت : ممنون كه امروز باهام اومدی

ادامه دارد ...

عزیزان یكشنبه  با قسمت جدید برمی گردم  خدانگه دار





طبقه بندی: Galaxy Girls،
[ جمعه 8 مهر 1390 ] [ 18:57 ] [ الن ] [ دابل اسی پرو پاقرص() ]