تبلیغات
داستان های جذاب از دختران جذاب - Galaxy Girls-6

داستان های جذاب از دختران جذاب

welcome ,Bienvenue,اهلا و سهلا ،خوش آمدید

Galaxy Girls-6
سلام دوستای گلم خوبین؟ این پارت خیلی كمه شرمنده اما فردا هم دوباره میذارم فردا برام یه روز خاصه روزی كه كمتر كسی یادش میمونه (البته در مورد من این جوریه) خب دیگه زیاد وقت گرانبهاتون رو نمی گیرم بفرمایید ادامه

هه را دلش سوخت و باخودش فكر كرد ممكنه دستش خسته بشه و از اون بالا پرت بشه برای همین برگشت و رو دستش رو به طرف هیونگ جون دراز كرد

هیونگ جون: می خوای دستمو بگیری بعد پرتم كنی ؟

هه را : حرف اضافه نزن تا نظرم عوض نشده  دستم رو بگیر و بیا بالا

هیونگ جون : جدا می تونم بهت اطمینان كنم؟

هه را : تا ده میشمارم 1- 2-3-4-5 -6 -7..

هیونگ جون : باشه و دست هه را رو گرفت  هه را بایك حركت اونو بالا كشید

هیونگ جون: واو با این هیكلت خیلی قوی هستی

هه را بی اعتنا برگشت و درحال رفتن بود كه هیونگ جون گفت: خیلی ممنون حتما جبران می كنم .

هه را : نیازی به جبران نیست  فقط دیگه جلو چشمم نباش .

هیونگ جون: چرا شما ها از پسرا بدتون میاد؟

هه را محل نداد و به راهش ادامه داد اما دوباره برگشت و یه لگد زد تو پای هیونگ جون و گفت : اینم تلافیه قرص ضد تهوع و رفت

هیونگ جون: آخ نمی دونستم خوبی ت فقط یه دقیقه طول می كشه .

هه را پیش دخترا برگشت

سورا: نگرانت شدیم چرا  انقدر طولش دادی ؟

هه را : فقط به اطراف یه نگاهی انداختم میاید بریم پایین ؟

سوها: آره چون دارم از گرسنگی میمیرم .

میرا: وای من از دست تو دیوونه شدم تو چرا هیچ وقت سیر نمیشی ؟

سوها:دست خودم كه نیست  روزی 14 ساعت تمرین رقص می كنم می خوای گرسنه م نشه ؟نمیدنم شماها چطور می تونید جلوی شكم تون رو بگیرید .

سورا : به راحتی براش پین كد می ذاریم  بعد تا رمزش یادمون بیاد خود به خود گرسنگی فراموش میشه .

هه را : بیاین بریم دیگه

سوها: الان چون غروبه احتمالا هیچ كس تو ساحل نیست میاین بریم شنا كنیم ؟

میرا : آره میدونی كه من عاشق آبم

هه را : اما گروه دابل اس هم اینجان یادتون رفته ؟

سورا: موقعی كه اونطرف بودی رفتن

هه را : به هر حال بیاین بریم

وقتی رسیدن پایین كنار ساحل رو بررسی كردن و وقتی دیدن هیچ كس نیست پریدن تو آب

ساعت 9 شب بود كه به خوابگاه برگشتن . هه را یه جوری شده بود و همه این تغییر رو متوجه شده بودن  

سوها: مشكلی پیش اومده عزیزم ؟

هه را : نه مشكلی نیست

سوها : آخه ...

یكدفعه هه را نشست روی زمین و به حالت تنبیه دست هاش رو بالا گرفت

هه را : ببخشید من امروز یه گناه نابخشودنی مرتكب شدم  .

دخترا با تعجب بهم نگاه كردن و هه را تمام ماجرا رو براشون تعریف كرد .

سوها: خوب كاری كردی به وظیفه ی انسانی ت عمل كردی

میرا: آره عزیزم ناراحت نباش .

سورا: با اون لگدی هم كه در آخر زدی باعث شدی دچار سوءتفاهم نشه كه تو مهربونی

از اون طرف هیونگ جون خیلی خوشحال بود و مدام میخندید

كیوجونگ : از بعد از ظهر تا حالا مدام می خندی و خیلی خوشحالی ، چیزی شده؟

هیونگ جون ماجرا رو تعریف كرد و به محض تمام شدن جونگمین یه پس گردنی محكم بهش زد

هیونگ جون: چرا می زنی ؟ حسودیت میشه تو هم برو خودتو پرت كن تو دره

جونگمین: كم چرت بگو  با این كارت آبرو مونو بردی مگه كوری كه از صخره افتادی ؟ آخه من تا كی باید از دست تو حرص بخورم ؟

یونگ سنگ: یعنی الان ما بخاطر نجات جون هیونگ جون به اونا مدیونیم ؟

جونگمین: همچین میگه بخاطر نجات جون هیونگ جون انگار براد پیت رو نجات داده . جون این دایناسور كه ارزشی نداره

كیوجونگ : هیون جونگ! نظر تو چیه؟

هیون جونگ  بی توجه به حرف كیو جونگ به طرف هیونگ جون برگشت و پرسید : الان حالت خوبه؟

هیونگ جون سرش رو به علامت تایید تكون داد

هیون جونگ : پس مشكلی نیست

كیوجونگ : اما...

هیون جونگ: اما نداره هركس دیگه ای هم بود همین كارو می كرد .

جونگمین: درسته  بیاین فراموشش كنیم  . به نظرتون برای آلبوم كریسمس چی كار كنیم ؟

یونگ سنگ : از نظر من بهتره  5 تا آلبوم سولوی جداگانه بیرون بدیم . چطوره ؟

هیون جونگ: اتفاقا منم بهش فكر كردم  از نظرم این كار باعث میشه استعدادهای هر پنج تامون كامل مشخص بشه .

قسمت دخترا:

سوها: راستی بچه ها برای آلبوم كریسمس  تصمیم گرفتم جداگانه اقدام كنیم .

میرا : یعنی سولو بسازیم ؟

سوها :دقیقا ، این طوری نشون میدیم كه در هر صورتی بهترین هستیم

هه را:پس باید وقت زیادی رو صرف موزیك ویدیومون كنیم .

سورا: و این كارو باید بدون كمك هم دیگه انجام بدیم .

سوها: خوشحالم با نظرم موافقت كردید

هه را ما همیشه از تو حمایت می كنیم  در هر شرایطی

میرا : درسته ما مثل خواهر می مونیم  با این كه هم خون نیستیم  اما همراه و هم هدفیم .

سورا: بله ما مثل لاك پشت های نینجا  همیشه در كنار هم هستیم

سوها: مثال بهتری بلد نبودی؟

سورا: نمی تونستم بگم مثل دوازده پرنسس چون اونا مثل ما مهارت رزمی ندارن

سوها: اشكال نداره همون لاك پشت های نینجا خوبه . حالا بگیرید بخوابید كه فردا صبح زود بریم كنار ساحل و ورزش كنیم .

میرا : وای خدا  ما حتی تو تعطیلات  هم از دست تو استراحت نداریم

سوها: غر نزن  دو هفته تعطیلات كریسمس یادت رفته ؟ اون موقع هرچقدر خواستی استراحت كن

هه را : امسال میرید دبی؟

سوها:آره ، دلیلش رو هم كه میدونید . اگه جای ها نبود نمی تونستم پدر رو راضی كنم .اما مثل همیشه كمكم كرد .

سورا : چه برادر خوبی! مسلما اگه من به برادرم میگفتم صدتا راه پیدا می كرد تا منو از تصمیمم منصرف كنه .

سوها : می خوای جای ها رو با سوجونگ اوپا عوض كنیم ؟

سورا: فكر نكنم سوجونگ  قبول كنه همچین خواهر نازنینی رو با تو عوض كنه

سوها: فكر كردی جای ها حاضره؟ هرگز ، امكان نداره .

هه را : این تعویض برادر رو بذارید برای یه وقت دیگه  من خوابم میاد . همگی شب بخیر گفتن و خوابیدن .

نیمه های شب بود كه سوها بر اثر گرسنگی بیدار شد  و رفت سر یخچال اما از خوردن غذای سرد منصرف شد برای همین یه نودل فوری درست كرد و رفت تو هوای آزاد  روی نیمكت جلوی خوابگاه نشست MP3خودش رو روی آهنگای شادمهر تنظیم كرد و هدفون رو تو گوشش قرار داد . همزمان كه نودل می خورد . به كارهایی كه وقتی اونو ببینه انجام میده فكر كرد . تو فكر بود كه یه نفر گوشی هارو از گوشش بیرون كشید . سوها برگشت...

ادامه دارد

شرمنده میدونم خیلی كم بود اما فردا هم میذارم  مراقب خودتون باشید

خدانگه دار





طبقه بندی: Galaxy Girls،
[ دوشنبه 4 مهر 1390 ] [ 20:06 ] [ الن ] [ دابل اسی پرو پاقرص() ]