تبلیغات
داستان های جذاب از دختران جذاب - Galaxy Girls-4-2

داستان های جذاب از دختران جذاب

welcome ,Bienvenue,اهلا و سهلا ،خوش آمدید

Galaxy Girls-4-2

شرمنده این طوری شد بفرمایید ادامه

سوها با زرنگی  پسرا رو به داخل كوچه برد و اونجا شروع كردن به زدنشون .

صدای آه و ناله ی پسرا تا فاصله ی زیادی قابل شنیدن بود.

پسر: مگه چی كار كردیم  كه اینطوری می زنید ؟

سوها: موقعی كه دست منو گرفتی باید می دونستی كه سند مرگ خودت رو امضا كردی .

پسر : غلط كردم دیگه همچین كاری نمی كنم

صدای ناله ی پسرا به گوش اعضای دابل اس  رسید

هیونگ جون: مثل این كه اونجا دعوا شده

هیون جونگ: مهم نیست  بیاید بریم

هیونگ جون: نه چند لحظه صبر كنید می خوام بدونم دعوا سرچیه

جونگمین: مگه تو كار آگاهی بی خیال شو

هیونگ جون: نمی خوام و به سمت صدا دوید اما وقتی به سركوچه رسید  ایستاد و زل زد به دخترا

بقیه اعضای گروه هم به ناچار دنبالش رفتن

یونگ سنگ: اونا Galaxy Girls هستن

هیونگ جون: پس اونا واقعا anti boyهستن بریم كمكشون؟

هیون جونگ: لازم نیست خودشون از پسش بر میان بریم . وطوری كه هیچ كس نبینه لبخندی از روی رضایت زد .

دخترا به كوچه ای كه خونه ی هر چهار تاشون اونجا بود رسیدن .

هه را: نمیشه امشب پیش هم بمونیم  ونریم خونه؟

سورا: نه من كه خیلی دلم برای تختم تنگ شده .

میرا: منم خیلی وقته خانواده مو ندیدم

سوها: مشكلی هست كه نمی خوای بری خونه؟

هه را: خب ...خب راستش

سوها: نكنه دوباره پدر و مادرت مسافرت هستن؟

هه را: درسته فردا برمی گردن .

سورا: ای كاش حداقل یه خواهر یا برادر داشتی كه درنبود پدر و مادرت تنها نمونی

هه را: نه همون بهتر كه ندارم وگرنه اونا هم مثل من  غصه می خوردن .

میرا: تو واقعا مهربونی .بیا بریم خونه ی ما

هه را: نه ممنون فقط اگه میشه چند تا فیلم ترسناك بهم بده كه اگه خوابم نبرد ،نگاه شون كنم

سورا: امشب پیش من بمون چند تا فیلم ترسناك جدید هم خریدم میتونیم با هم ببینیم

هه را: نه فقط یكی شو بهم بده می خوام برم خونه پاپی رو ببینم .

سوها: هر طور مایلی اما اگه شب از تنهایی ترسیدی از راه مخفی بیا اتاق من باشه؟

هه را: حتما، سورا بریم  فیلمارو بده

سوها: شب بخیر من رفتم

سوها در رو آروم باز كرد و پاورچین پاورچین درحال بالا رفتن از پله ها بود كه صدایی گفت: دوباره دیر كرده می خواد مامان و بابا نفهمن مثل بالرین ها رو نوك پا راه میره دستا بالا مجرم گرفتمت

سوها دستش رو گذاشت پشت سرش و برگشت

سوها: سلام  ببخشید دیر كردم.

جای ها:  سلام چرا موهات بهم ریخته س دوباره دعوا كردی ؟

سوها سرشو به نشانه  ی تایید تكون داد جای ها خندید و گفت: از دست تو من كه پسرم به اندازه ی تو دعوا نمی كنم .

سوها: هنوز سرقولت هستی كه برای كریسمس بریم دبی ؟

جای ها: آره با پدر صحبت كردم قرار شد 4 تایی بریم

سوها: عالیه خیلی وقت بود كه مسافرت خانوادگی نرفته بودیم

جای ها: اگه بخاطر اون خواننده هه نبود باز هم نمی تونستیم بریم . اسمش چی بود؟

سوها: اسمش .......

هنوزادامه دارد ...

ممنون كه حمایتم كردید از روز آخر تعطیلات لذت ببرید خدانگه دار



طبقه بندی: Galaxy Girls،
[ شنبه 2 مهر 1390 ] [ 18:16 ] [ الن ] [ نظرات() ]