تبلیغات
داستان های جذاب از دختران جذاب - Galaxy Girls -1

داستان های جذاب از دختران جذاب

welcome ,Bienvenue,اهلا و سهلا ،خوش آمدید

Galaxy Girls -1

سلام به همه ی دوستای گلم به خاطر تاخیرم واقعا شرمنده م دلیل این تاخیر ها مسافرت های پی در پی و اجباری و بیماریم بود  ببخشید كه دیر شد اما قول میدم یه روز درمیون بذارم و هفته ی اول مهر تمومش كنم امیدوارم كه از این داستان هم خوشتون بیاد اینم اسامیه اعضا

گروهGalaxy Girls

(به ترتیب سن نوشته شده )

1-هان سورا

2-چامیرا

3-لی سوها

4-یون هه را

گروه دابل اس

1-كیم هیون جونگ

2-هئویونگ سنگ

3-كیم كیوجونگ

4-پارك جونگمین

5-كیم هیونگ جون

وبقیه گروه های خواننده

 لطفا بفرمایید ادامه

سرو صدای زیادی تو مدرسه پیچیده بود  تو محوطه ی پشت حیاط دعوا شده بود. چهارتا دختر درحال كتك زدن پنج تا پسر بودن.

جونگ هیون :بجای دخترای كهكشانی باید به  شماها می گفتن دخترای وحشی مگه تای مین چی كار كرده كه این طوری عصبانی شدید ؟

هه را : لیدر ، بهتره تمومش كنیم

سوها : باشه  بیاین بریم

جونگ هیون : برای تلافی این كارتون بالاخره یه روز با یكی تون دوست میشم  .

سوها : اگه بازم كتك میخوای یه بار دیگه حرفتو تكرار كن .

جونگ هیون خواست تكرار كنه  كه تای مین جلوی دهانش رو گرفت  و گفت : معذرت میخوام همه چیز تقصیر من بوده لطفا تمومش كنید

سوها: حالا بهتر شد بیاین بریم

سورا: با این كه تازه واردن اما خیلی از حد خودشون گذشتن چطور جرئت كردن به میرا چشمك بزنن؟

سوها : خیالتون راحت از این به بعد حساب كار دستشون میاد

میرا: خبر جدید رو شنیدین ؟

سوها: چه خبری ؟

میرا : قراره یه گروه خواننده ی جدید به مدرسه اضافه بشه و جزو گروه های اصلی قرار بگیره .

سورا: این امكان نداره چطور یه گروه تازه وارد میتونه جزو گروه های جدید قرار بگیره؟

هه را : پس باید خیلی عالی باشن

سوها چشم غره ای به هه را رفت و به میرا گفت: دختر هستن یا پسر؟

میرا : 5 تا پسر كه از مدرسه ی سئوجی  میان

سورا: مدرسه ی خوبیه و شنیدم گروه خواننده ای كه دارن خیلی حرفه این

سوها: مهم نیست هرچقدر هم كه خوب باشن ما از اونا بهتریم ، نه؟

دخترا: مسلما

درحال رفتن  به سمت سالن تمرین بودن كه جسیكا جلو شون ظاهر شد

جسیكا : لی سوها برو دفتر آقای مدیر بهم گفتن كه باهات كار دارن

سوها: باشه میرم ممنون كه گفتی  . دخترا شما برین منم میام

درحال رفتن بود كه جسیكا گفت : با اون همه كتك زدن پسرا  احتمالا الان اخراج میشه

سوها كه شنیده بود به سمت جسیكا برگشت و آروم دستش  رو گذاشت پشت سر جسیكا و گفت:شنیدم كه دوبار دماغتو عمل كردی  میخوای كاری كنم كه برای سومین بار هم بری زیر تیغ جراحی؟

جسیكا با حالت ترس دست سوها رو پس زد و گفت: من دارم میرم .و تقریبا با حالت دو رفت

سوها پوزخندی زد و سورا گفت: وقتی حتی جرئت نداره پای حرفش بمونه  چرا الكی حرف میزنه؟

میرا: واقعا !  نمیدونم چرا اعضای گروهشون  قبولش كردن .

سوها: برید تمرین روتا من برگردم شروع كنید .

وارد دفتر مدیر شد

سوها : سلام آقای مدیر

مدیر : سلام دخترم  لطفا بشین

سوها: با من كاری داشتین ؟

آقای مدیر : بله دخترم میخواستم  كه گروه شما تو مراسم خوش امد گویی به گروه جدید ،اجرا داشته باشه

سوها:اما این غیر ممكنه معمولا گروه های آماتور تو این جور مراسم اجرا دارن

مدیر: میدونم اما این دفعه فرق میكنه . این گروه جدید یكی از حرفه ای ترین گروه های دانش آموزیه كره ست  و مثل گروه شما تو چندین مسابقه رتبه اورده . همون طور كه میدونی گروه های مدرسه ای  حق انتشار آلبوم در سطح كشور ندارن اما این گروه  سال قبل این اجازه رو گرفت  اما خودشون ردش كردن  وحالا هم برای  مراسم خوش امد گویی  شهردار و فرماندار هم میان  و من میخوام بهترین گروه خواننده مون  اجرا داشته باشه .

سوها:با این كه هنوزم چندان راضی  نیستم اما قبول میكنم . و از دفتر مدیر خارج شد و به سالن تمرین رفت  و ماجرا رو برای دخترا تعریف كرد اونا هم مخالف بودن .

سورا: مگه چقدر خوبن كه ما باید جلوشون برنامه اجرا كنیم ؟

هه را: ازشون متنفرم  امیدوارم بعدا بتونیم تلافی كنیم

سوها : حتما این كارو می كنیم

میرا : حالا باید كدوم آهنگ رو اجرا كنیم ؟

سوها: hate for ever

سورا : موافقم این  آهنگ حس ما نسبت به اون هارو نشون میده

سوها : بیاین نشونشون بدیم كه  Galaxy Girls چقدر عالیه

تا ساعت  1 نصفه شب تمرین كردن  خیلی خسته بودن برای همین سوها گفت:برید بخوابید اجرا فردا بعد از ظهره قبل از اجرا هم میتونیم تمرین كنیم پس برید

و دخترا رو فرستاد خوابگاه اما خودش تا صبح بیدارموندو حركات  رو كامل كرد

ساعت  7 صبح بود كه  از شدت خستگی و بی حالی درحال غش كردن بود  تصمیم گرفت بره و چند ساعتی بخوابه و بعد یكبار دیگه  قبل از اجرا با بقیه اعضا تمرین كنه .

درحال رفتن به خوابگاه بود مدام خمیازه میكشید وچشم هاش تقریبا بسته بود. كه یكدفعه  پسری كه  درحال اومدن به سمت سوها بود گفت: خانوم خوشگله خیلی خسته به نظر می رسین میخواین برسونمتون ؟

سوها كه با شنیدن این حرف  خواب از سرش پریده بود محكم زد تو ساق پای پسره و چند تا مشت هم نثارش كرد و رفت به خوابگاه .پسر درحالیكه از شدت درد به خودش میپیچید  گفت :اینجا مدرسه ی خوانندگیه یا مدرسه ی هنر های رزمی





طبقه بندی: Galaxy Girls،
[ دوشنبه 21 شهریور 1390 ] [ 22:09 ] [ الن ] [ دابل اسی پرو پاقرص() ]