تبلیغات
داستان های جذاب از دختران جذاب - Galaxy Girls -18

داستان های جذاب از دختران جذاب

welcome ,Bienvenue,اهلا و سهلا ،خوش آمدید

Galaxy Girls -18

سلام دوستای گلم خوبین ؟ امروز یكم زیاد نوشتم امیدوارم خسته نشین

 

[http://www.aparat.com/v/d4e7243b58294c3c0618a991f8773c95153860]

[http://www.aparat.com/v/a703d00763a4dc7adf0ccc512264d067151662]

برای خواندن ادامه  بفرمایید ادامه

پ. ن: راستی دوستان منم تو آپارات عضو شدم و كلیپ میذارم خوشحال میشم بهم سر بزنید

ایون هیوك : اصلا فكرشو نمی كردم بتونی همچین كار كثیفی  انجام بدی  مگه سورا چی كار كرده بود كه مستحق همچین چیزی باشه ؟

هیون آه پوزخندی زد و گفت : رنج اون بخاطر تو بود . مقصر اصلی تو بودی كسی كه منو كشت و تحقیر كرد تو بودی منم از عشقت  انتقام گرفتم  نمی تونی تصور كنی چقدر لذت بردم .

ایون هیوك : من مقصر بودم پس كسی هم كه باید تقاص گناهشو پس می داد من بودم نه یه دختر پاك و معصوم .

هیون آه : تا حالا شده بود به منم بها همون چشم نگاه كنی ؟ تمام مدت منم مثل اون در كنار تو بودم ولی تو فقط آهنگی رو كه حتی به میل خودم هم نبود رودیدی .خیلی بی انصافی

ایون هیوك :من  متاسفم  پس تو هم این دروغا رو تمومش كن منم قول می دم با یه پسر خوب آشنات كنم یا هركار دیگه ای برات انجام بدم  فقط سورا رو با این دروغا آزار نده خواهش می كنم .

هیون آه داد زد : همینه كه همیشه ازش متنفر بودم تو هیچ وقت به اون شك نمی كنی  ولی من ... حرفشو ادامه نداد از لرزش محسوس صداش می شد به بغض عمیقش پی برد . ایون هیوك با خودش فكر كرد چقدر باید برای یه دختر همچین احساساتی سخت بوده باشه  آروم به طرفش رفت و بغلش كرد هیون آه اولش پسش زد اما بعد  آروم تو بغلش جای گرفت ایون هیوك موهاشو ناز كرد و گفت : در مورد این جریان به هیچ كس چیزی نگو .

هیون آه : باشه اوپا ولی  من همه شو دروغ نگفتم خودم شنیدم كه هان سورا گفت واقعا پارك جونگ مینو دوست داره

قلب ایون هیوك تیر كشید و بغض راه گلوشو بست اما فقط تونست بگه : مشكلی نیست همه چیز حل میشه نگران نباش .

از اون طرف سوها و كیوجونگ هردو به یه نتیجه رسیدن . مارك نوت بوكی كه ازش برای گذاشتن اخبار استفاده شده ASUS مدل

 184849- JOP  بوده .

هیون جونگ : این مدل رایجی نیست و تعداد افرادی كه از این نوع نوت بوك دارن خیلی  محدوده پس راحت میشه پیداش كنیم .

هیونگ جون : من  یه لیست از دانش آموزای مدرسه مون كه همچین نوت بوكی دارن تهیه كردم .

همه با تعجب به هیونگ جون نگاه كردن  جونگ مین دستش رو روی شونه ی هیونگ جون گذاشت و گفت : پسر كوچولوی ما دیگه برای خودش مردی شده .(هیونگ جون خودشو لوس كرد )

جونگ مین : من می دونستم یه روزی هم تو از مغزت استفاده خواهی كرد این باعث آرامشه .

هیونگ جون: ( سرمستانه ) ممنون هیونگ چی ؟(تازه فهمید تیكه انداخته )

بعد دنبال جونگ مین دوید اما اون با یه حركت سریع دست هیونگ جونو از پشت پیچوند و مجبور به عقب نشینیش كرد .

كیوجونگ : پیدا كردم !

همه دورش جمع شدن و ادامه داد : تنها دختری كه از این نوع نوت بوك داره هیون آه از گروه 4minute هست . جونگ مین تو می شناسیش ؟

جونگ مین : نه اولین باره كه اسمشو می شنوم .

هیون جونگ : بهتره بریم سراغش و قضیه رو روشن كنیم .

یونگ سنگ : قبلش نمی خواین به Galaxy Girls خبر بدین ؟

هیون جونگ : نه بهتره خودمون این كارو انجام بدیم . اونا این چند وقت به اندازه ی كافی اذیت شدن

یونگ سنگ : تو از كی تاحالا انقدر نگران اونا هستی ؟

جونگ مین : از وقتی مزه ی تنفس مصنوعی رو چشیده .

هیون جونگ سرفه ای كرد و گفت : كم چرت و پرت بگید و دنبالم بیاید بچه ها هم بچه های قدیم .

داخل راهرو هردو گروه به هم برخوردند ولی بدون این كه چیزی بگن به راهشون ادامه دادن

هیونگ جون رو به هه را : كجا می رید ؟

هه را : فعلا نمی تونم بهت بگم شما چی ؟

هیونگ جون : منم همین طور نمی تونم بهت بگم .

به نصفه ی راه كه رسیدن جونگ مین گفت : نكنه شما هم دارید می رید سراغ گروه  4minute ؟

میرا : درسته شما هم جریانو می دونین ؟

جونگ مین : آره ولی نمی خواد شما ها  درگیر بشین ما خودمون درستش می كنیم .

سورا : این مسئله بیشتر از هركس دیگه  به من مربوط می شه پس شما دخالت نكنید .

جونگ مین چیزی نگفت و به راهشون ادامه دادن .ناگهان  ایون هیوك جلوشون در اومد و گفت : سورا ، می تونم با هات صحبت كنم ؟

وبعد بدون این كه منتظر جواب سورا باشه  دستشو كشید  و دنبال خودش برد . جونگ مین خواست دنبالشون بره اما هیون جونگ مانع شد .

ایون هیوك : بخاطر اتفاقای اخیر متاسفم .

سورا : سونبه ، اما اونا كه  تقصیر شما نیست ما اون شخص رو پیدا كردیم .

ایون هیوك : اون كاره ای نیست اگه من نبودم هرگز همچین اتفاقاتی نمی افتاد من از زندگی تو كاملا بیرون می رم متاسفم كه عشق من چیزی به جز درد و رنج  برات نبود من همیشه دلم می خواست لبخندت رو ببینم ولی من تنها كسی بودم كه درد و رنج رو بهت هدیه دادم منو ببخش .

سورا : قبل از همه ی این اتفاقات من همیشه  شما رو مثل برادر بزرگترم  می دونستم  شما همیشه  الگوی من بودید ببخشید كه نتونستم همراهی تون كنم و قلبم رو بهتون بدم .

ایون هیوك : آخرین خواهشم ازت اینه كه اونو ببخشی .می تونی قبول كنی ؟

سورا : قول می دم ولی  فقط یه چیزی رو می خوام بدونم  اون چرا همچین شایعه ای رو درست كرد ؟

ایون هیوك : برای انتقام گرفتن از من

سورا : حالا كه فهمیدم دیگه بخشیدمش .

ایون هیوك : خدا حافظ عشق من . و بدون هیچ حرف دیگه ای دوان دوان از اونجا دور شد.

سورا  بی حركت شده بود مثل یه آدم صامت  با همون حالت گنگی پیش بقیه برگشت  .

سوها : خوبی ؟عزیزم چی شده ؟

سورا : برگردیم همه چیز تموم شده  به هیون آه كاری نداشته باشین .

جونگ مین : اما اون این  چند وقت زندگی رو به ما زهر كرده .

سورا : پارك جونگ مین ! من این وسط  بیشترین آزار و دیدم . بهتره بریم .

جونگ مین : بیا باهم حرف بزنیم

سورا : اشتباه نكن ما دیگه حرفی برای  گفتن نداریم .

(اعضای هر دو گروه رفتن و فقط  جونگ مین و سورا هنوز تو راهرو بودن )

جونگ مین : چرا داریم . تو دفعه قبل گفتی از من خوشت میاد .

سورا : اون مال قبل از اون حرفایی بود كه زدی من دیگه هیچ حسی به یه آدم مغرور و خودخواه ندارم و پشتش رو كرد بهش

جونگ مین : ولی من هنوزم دوستت دارم و به طرف سورا رفت دوتا بازوش رو گرفت و به زور بوسیدش سورا مدام كنار میزدش ولی زور جونگ مین بیشتر بود سورا محكم زد تو ساق پاش تا بالاخره ول كرد .

سورا ( درحالی كه بغض كرده بود ): احمق كی بهت همچین اجازه ای داد ؟

جونگ مین :  نیازی به اجازه نداشتم (دست سورا رو گرفت و رو قلبش گذاشت ) می شنوی ؟ كه باهر طپشش میگه این قلب فقط برای یه نفره اونم كسیه كه الان رو به روشم  .

سورا دستش رو از دست جونگ مینی بیرون كشید و گفت : ولی من هیچ حسی به تو ندارم

جونگ مین : لجبازی نكن . اگه منو دوست نداری پس چرا تمام صورتت سرخ شد ؟

سورا : چون این اولین بارم بود و تو اونو خراب كردی واقعا كه خود خواهی .

جونگ مین : دروغگو! چشمات كه چیز دیگه ای  میگه .

سورا حرف دیگه ای نزد و رفت عقلش ناراحت بود ولی قلبش خوشحال .خودش هم از این حس دوگانه تعجب كرده بود . داشت می رفت كه ناگهان نانا رو دید كه با دوتا چشم گریان همه ی این اتفاقاتو دیده

سورا : نانا من ... نانا ...

                                        ادامه دارد ....

امیدوارم  از این قسمت هم خوشتون بیاد قسمت بعد سال دیگه 

فعلا خدانگه دار





طبقه بندی: Galaxy Girls،
[ شنبه 27 اسفند 1390 ] [ 21:35 ] [ الن ] [ دابل اسی پرو پا قرص() ]