تبلیغات
داستان های جذاب از دختران جذاب - Galaxy Girls -16

داستان های جذاب از دختران جذاب

welcome ,Bienvenue,اهلا و سهلا ،خوش آمدید

Galaxy Girls -16

[]سلام دوستای گلم خوبین؟ ببخشید می دونم یه هفته تاخیر دارم اما دركم كنید منم درگیر درسا هستم .

راستی دوستای گلی كه دوم دبیرستان هستن و برای  بهمن28 راهی جنوب هستن به من خبر بدن تا شاید بتونیم اونجا یه فن میتینگ دابل اسی داشته باشیم  ممنون

برای خوندن داستان بفرمایید ادامه

یونگ سنگ : یكی از اونا چا میراست

جونگ مین : راست می گی اون یكی هم هان سوراست .

كیوجونگ : دخترای جالبی هستن برای این كه از گروه های پسر كمك نخوان همچین ابتكاری رو به كار بردن .

هیونگ جون : حالا بخاطر این كارشون ما امتیاز از دست می دیم ؟

هیون جونگ : معلومه كه نه رقص هندی باید قوی باشه اما مال اینا خیلی ابتداییه .

این رو به زبان گفت اما تودلش تحسین شون كرد 5 تا دختر لاغر اندام و بداخلاق  ولی ماهر و زیبا  یعنی واقعا از كهكشان دیگه ای اومده بودن ؟ هیون جونگ خیلی دلش می خواست دلیل خودكشی سوها رو بفهمه .

برنامه دخترا تموم شد و اعضای دابل اس برای آماده شدن به اتاق پرو رفتن .

خانم سو سریع خودش رو به دخترا رسوند .و سورا و میرا رو بغل كرد

خانم سو : كارتون عالی بود . من بخاطر این ابتكار تحسین تون می كنم منم مثل شما یه موقعی آنتی بوی بودم ولی حالا متاسفانه دوتا بچه دارم .

سوها : جدا ؟! اصلا فكر نمی كردم ازدواج كرده باشید خیلی كمتر از سن تون به نظر می رسید .

خانم سو : ای كاش امتیاز دهنده ی اصلی من بودم دخترایی با این قدرت تشخیص بالا باید همیشه اول باشن. همه خندیدن .و خانم سو ادامه داد خب دخترا برید استراحت كنید الان اجرای دابل اس شروع میشه و من باید برم  .

اسم دابل اس كه اومد گونه های هه را سرخ شد .

میرا : خوبی؟

هه را : آره

سورا : راستشو بگو اون شب كه رفتی بیرون چه اتفاقی افتاد كه  چند روز این طور مضطربی ؟

هه را : كی ؟ من ؟ من اصلا مضطرب نیستم . اما دست هاش ناخود آگاه شروع به لرزیدن كردن

سوها دستای هه را رو تو دستش گرفت و گفت : كار اشتباهی كردی ؟

نانا : حتما اولی رو تجربه كرده كه این طوری میكنه

سورا : اولی ؟ منظورت بوسه ست ؟

هه را : من نمی خواستم یه دفعه ای شد .

دخترا سرخ شدن

میرا : اوه خدای من ! یكم زیادی پیش نرفتید ؟

سوها : به ما مربوط نیست ، تبریك می گم امیدوارم عشق واقعی ت رو پیدا كرده باشی

نانا : آه – من كه پیداش كردم چطوری بدستش بیارم ؟

سورا حالتش عوض شد و گفت : من باید برم نمی تونم بیشتر از این اینجا بمونم .خیلی خسته م .

نانا : كجا ؟ باید بمونی تا نتایج اعلام بشه .

سورا : اما من ...

میرا : نانا ، اذیتش نكن منم خسته م با هم میریم .شما بعدا نتایج رو به ما هم بگید .

نانا : باشه هر طور میلتونه .وای اونجارو اوپام اومد خیلی جذاب شده .

سورا به طرف صحنه نگاه كرد از نظر اونم جذاب شده بود ولی حق نداشت ازش خوشش بیاد ،دوستش داشته باشه و حتی عاشقش بشه .جونگ مین با گیوری می رقصید و گیوری هم نهایت لوندی رو به كار می برد تا توجه جونگ مین رو به خودش جلب كنه  .

نانا : دختره ی عوضی ! حسابش رو می رسم .

سورا : ما رفتیم . میرا بیا .

سوها از نگاه های سورا فهمیده بود خیلی وقت پیش فهمیده بود نمی تونست زجر كشیدنش رو ببینه اما چی كار باید می كرد ؟ ای كاش می تونست با جونگ مین صحبت كنه اما نه این طوری غرور هه را شكسته می شد . مدام به سورا فكر می كرد اون مثل خواهر نداشته ش بود و از این كه كاری از دستش بر نمیومد قلبش به درد اومده بود .

سورا و میرا تو خوابگاه بودن میرا دو فنجان قهوه درست كرد و یكی رو به سورا داد .

میرا: می دونم چه حسی داری .حتی به خودت اجازه نمی دی حست رو به كسی بگی . حتی جرئت رقابت هم نداری اما قلبت آسیب دیده  هر لحظه می خوای بهش فكر كنی ولی می ترسی به دوستت خیانت كنی مدام میگی بالاخره امروز تموم میشه و فردا كه بیدار بشم از دست این عشق خلاص می شم  اما همه چیز ماننده طلوع آفتاب باز هم ادامه پیدا می كنه . چشمات فقط اونو می بینه ،گوش هات فقط صدای اونو می شنوه و قلبت فقط اسم اونو تو خودش فریاد می زنه .

چشمای هر دو خیس از اشك بود

سورا : چرا تو فهمیدی ؟ آخه چرا ؟ می خواستم تا آخر عمر فقط تو قلبم نگه ش دارم  چطور تونستی همه ی احساساتم رو درك كنی ؟

میرا : چون منم همچین چیزی رو تجربه كردم اما اونی كه عاشقش بودم خیانت كرد اون گفت منو دوست داره ولی با یكی دیگه رفت این چیزی بود كه منو شكست .این دلیل من برای نفرت از پسرها بود قلبم بعد از اون جریان مرد من فقط تظاهر می كنم  كه زنده م . ولی نیستم ، دستای همیشه سرد و قلبی كه طپیدنش دروغیه واقعیت زندگی منه .

سورا آروم بغلش كردو گفت : حتما خیلی سخت بوده كه تو دلت  نگه داری . خوشحالم كه بهم اطمینان كردی .

میرا : اگه شمارو نداشتم احتمالا می مردم  شما برای من بهانه ی زندگی بودین . من مطمئنم تو عشقت موفق خواهی شد . پس بجنگ و كم نیار این چیزیه كه من ازت انتظار دارم .

سورا : سعی خودم رو می كنم  تو هم قول بده كه دوباره  در قلبت رو به روی دنیا بازكنی و دوباره عاشق بشی .

میرا : چشم قربان . وهردو خندیدند .

اما یه نفر سومی هم این صحبت ها رو شنید یه نفر كه نباید می شنید .

برنامه ی دابل اس هم تموم شد اما گروه برنده T-araبود چون یه رقص اصیل كره ای رو به نمایش گذاشته بود .

چند هفته ای گذشت .

هیون جونگ توی خوابگاه خواب بود و بقیه پسرا رفته بودن ماهیگیری . سوها هم روی پشت بام در حال آهنگ گوش كردن بود و دخترا توی سالن تمرین كارت بازی می كردن كه ناگهان آلارم آتش سوزی به صدا در اومد . همه خیلی سریع از ساختمان خارج شدن .

مدیر و بقیه ی كاركنان مدرسه جلوی درب ورودی ایستاده بودن و از ورود دانش آموزان  جلوگیری می كردن . در همون لحظه اعضای دابل اس هم رسیدن . یكی از خوابگاه ها آتش گرفته بود .

خانم سو : كسی از بچه ها كه داخل نمونده درسته ؟

یدفعه سورا داد زد : سوها ، سوها هنوز اون بالاست می رم میارمش .

خانم سو : نمی شه صبر داشته باش آتش نشانی به زودی می رسه .

سورا : اما سوها اونجاست ممكنه اتفاق بدی براش بیوفته .

كیوجونگ : هیون جونگ هم توی خوابگاهه

خانم سو نالید : وای از این بدتر نمی شد ، چاره ای نیست باید منتظر بمونیم .

از اون طرف سوها می خواست از پله ها پایین بره كه تازه متوجه موضوع شد  دود غلیظی همه جارو گرفته بود راه پله ها آتش گرفته بود . طبقه ی چهارم ساختمانی كه در حال سوختنه ، مرگ خیلی نزدیك بود اما دخترك یه ذره هم نترسیده بود  پاهاش رو به نرده ها قفل كردو سعی كرد دستش رو به نرده های پایینی برسونه موفق شد دوطبقه رو به همین ترتیب طی كرد توی طبقه سوم صدای سرفه ی یه نفر رو شنید برای همین وارد خوابگاه شد .

هیون جونگ روی زمین افتاده بود و به شدت سرفه می كرد

سوها : بلند شو ساختمون آتش گرفته باید سریع باشی

هیون جونگ نمی تونست حرفی بزنه و فقط سرفه می كرد سوها به طرفش رفت و بلندش كرد ولی دود تنفس هیون جونگ رو قطع كرده بود سوها می دونست كه اگه همین طور رهاش كنه می میره برای همین هم خم شد و .....

ادامه دارد ..

می بینید من چه دختر خوبی هستم هیچ وقت تو خماری نمی ذارم . امیدوارم از این قسمت هم خوشتون بیاد 

تا قسمت بعد

خدا نگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه دار





طبقه بندی: Galaxy Girls،
[ جمعه 21 بهمن 1390 ] [ 23:11 ] [ الن ] [ دابل اسی پرو پا قرص() ]