تبلیغات
داستان های جذاب از دختران جذاب - Galaxy Girls-13-2

داستان های جذاب از دختران جذاب

welcome ,Bienvenue,اهلا و سهلا ،خوش آمدید

Galaxy Girls-13-2

سلام دوستای گلم حالتون چطوره ؟ می دونم الان می خواین منو بكشین ولی به منم حق بدین با قدم نو رسیده نیمای عزیزم كه نمیتونستم بیام و داستان بذارم واقعا شرمنده م این قسمت هم زیاد نیست و جبران تاخیر نمی كنه اما دفعه ی بعد حتما جبران میكنم سارانهه

بفرمایید ادامه

توضیح نوشت : یكی از دوستای دابل اسی مون به طور خصوصی سوالی پرسیده بود خواستم اینجا جوابش رو بدم

عزیزم من اصلا فكر بدی در مورد تو نمی كنم چون خودم هم در این مورد كنجكاوم  خودم مطمئن نیستم اما همه ی اطرافیانم میگن صد درصد داشتن این چندان موثق نیست امیدوارم این طور نباشه

روز بعد هم Galaxy Girls آهنگ جدید خودش رو با عنوان  I lost your heart به  طور زنده اجرا كرد و بالاخره آقای مدیر گروه بندی هارو مشخص كرد .

 

Galaxy Girls                     ss501                                                         

Girls Generation                      beast    

       Kara                       2 pm     

Miss A                     tvxq    

T- ara                     shiny   

Girls day                    U KISS

برای اولین بار سوها به گروه بندی اعتراض نكرد چون  سوها واقعا از love ya  خوشش اومده بود .

ساعت 12 نیمه شب بود . سوها تنهایی توی سالن درحال  تمرین رقص تكی هیون جونگ بود قسمت چرخیدن رو نمی تونست درست مثل موزیك ویدیو بره اما نا امید نمی شد . هیون جونگ كه یواشكی  از پشت در زیر نظر گرفته بودش از پشتكارش خوشش اومد برای همین به طرفش رفت و آروم دستش رو گرفت و  به طرف خودش چرخوند .

سوها : این موقع شب این جا چی كار می كنی ؟

هیون جونگ : چون این قسمتیه كه من رقصیدم نمی خواستم خرابش كنی برای همین وقتی دیدم بلد نیستی اومدم یادت بدم  .

سوها : لطف كردی ! خودم تنهایی  از پسش درمیومدم  . وپشتش رو به هیون جونگ كرد و رفت اما دوباره برگشت و گفت : درضمن دفعه ی آخرت باشه كه به من دست می زنی .

هیون جونگ  با خودش گفت : خیلی با بقیه دخترا  فرق داره .خیلی ...

خوابگاه دابل اس

هیونگ جون پاورچین پاورچین به طرف  اتاق یونگ سنگ رفت و یونگ سنگ رو بیدار كرد

هیونگ جون : از پنجره دیدم  میرا و هه را كنار هم روی نیمكت داخل محوطه نشستن الان كه هویج نیست بهترین موقعیت فرصته . میای بریم ؟

یونگ سنگ : آره فقط صبر كن لباسامو عوض كنم .   هردوشون  حسابی خوشتیپ  كردن و رفتن .

هیونگ جون : با این كه هوا سرده اما واقعا این هوا آدمو شاداب می كنه نه ؟

یونگ سنگ : آره خیلی

هیونگ جون پیش هه را رفت و گفت : وای چه تفاهمی كه  هردومون توی یه زمان یه جای خاصی م نه ؟

هه را عكس العملی نشون نداد .

هیونگ جون : حالا كه اینجایین  میتونم باهاتون صحبت كنم ؟

هه را : الانم دارین همین كارو انجام میدین

هیونگ جون : منظورم به طور خصوصی بود

هه را : فكر نمی كنم ما حرف خصوصی  باهم داشته باشیم .

هیونگ جون بی اعتنا به حرف هه را دستش رو گرفت و  به دنبال خودش كشید .

از طرفی میرا كه تنها شد یونگ سنگ از موقعیت بدست اومده استفاده كرد .

یونگ سنگ : من ... من  خیلی از صدای شما خوشم میاد

میرا : ممنون صدای شما هم آرامش بخشه

یونگ سنگ : جدا این طوری فكر می كنید ؟

میرا : البته لایریك هایی هم كه می نویسید عالیه شما استعداد زیادی دارید

قند تو دل یونگ سنگ آب شد . گفت : شما خیلی بهتر از چیزی كه قبلا فكرشو میكردم به نظر می رسید  كاش می تونستم ... كاش می تونستم قلبتون رو .....

تلفن  میرا زنگ خورد

میرا : ببخشید اما من باید برم شب تون بخیر

یونگ سنگ : احمق ، بازهم نتونستی بگی اگه از دستت بره می خوای چیكار كنی؟

از طرف دیگه هه را و هیونگ جون مشغول كل كل كردن بودن كه به طور ناگهانی و بی مقدمه هیونگ جون گفت : من دوستت دارم میشه باهم دوست بشیم ؟

هه را كه شوكه شده بود پرسید :چی ؟

كه هیونگ جون یه گردنبند دست ساز  كه مهره هاش چندان هم  مرتب نبودن جلوش گرفت و گفت : این رو با تمام قلبم برات درست كردم  اگه جوابت مثبت بود لطفا ازش استفاده كن و گردنبند رو دست هه را دادو رفت .

هه را هنوز تو شوك بود خندید  اما نمی تونست احساس واقعی قلبش رو تشخیص بده .

سورا توی كلاس تمرین  درحال خوندن رپ  love ya بود كه جونگ مین از جلوی كلاس رد شد . چند لحظه ایستاد و به سورا نگاه كرد كه متوجه شد یه نفر دیگه هم درحال نگاه كردنه  جلوتر رفت پسری كه اونجا بود رو نتونست تشخیص بده  خیلی دلش می خواست بفهمه اون پسر كیه اما برای این كه كسی متوجه حضورش نشه سریع وارد حیاط شد . یونگ سنگ  زیر یه درخت نشسته بود و در حال گیتار زدن بود

جونگ مین : امشب گیتار زدنت مثل همیشه نیست ، اتفاقی افتاده ؟

یونگ سنگ : من مثل همیشه می زنم اما تو امشب یه جوردیگه می شنوی نكنه جذاب ما عاشق شده ؟

جونگ مین : من كسی نیستم كه همچین چیزی برام اتفاق بیوفته  خودت كه بهتر میدونی 

كیوجونگ آروم از طرف دیگه ی درخت گفت : من می دونم

جونگ مین به طرف كیوجونگ برگشت و گفت : توهم اینجا بودی ؟

كیو جونگ : تو اولین كسی نبودی كه فهمید امشب  پرنس یه جوری شده . اماحاضر به اعتراف نیست .

یونگ سنگ : بس كنید چقدر باید بگم هیچی نیست تا باور كنید ؟

جونگ مین : اگه همه چیز عادیه چرا تو نصف شب انقدر خوشتیپ اومدی بیرون ؟

كیوجونگ : راست می گه اینم یه دلیل محكم دیگه حاشا نكن .

یونگ سنگ : واقعا كه ! شماها اصلا درك نمی كنید  آدم وقتی ناراحته دلش نمی خواد چیزی بگه .

جونگ مین : دیدی گفتم ! حالا مثل یه پسر خوب زود بگو

یونگ سنگ : تاریخ داره تكرار میشه فقط همین و بلند شد وگفت  : یه آدم خیلی باید احمق باشه كه یه اشتباه رو دوبار تكرار كنه و من هستم . و دورشد .

جونگ مین : فكر می كنی اون دختر  كیه ؟

كیوجونگ : حدسش زیاد سخت نیست

جونگ مین : راست می گی خون آشام شاعر رو یادم رفته بود .

ذهن جونگ مین درگیر پسر داخل كلاس تمرین بود اما به خودش نهیب زد : جذاب ! تو هیچ وقت عاشق نشدی پس این احساس هم عشق نیست  اشتباه نكن تو از اولش هم از خون آشاما خوشت نمیومد . ولی اون پسر كی بود این تنها چیزی بود كه  دلش می خواست بدونه

در خوابگاه سوپر جونیور  زده شد و یكی از اعضا وارد شد

لی توك : تو این سرما برای چی رفتی بیرون بیا یكم خودتو گرم كن .

شین دونگ : باز رفته بودی سورا رو ببینی ؟

پسر : یه روز بالاخره به عشق 4 ساله م اعتراف می كنم

ادامه دارد ...

شرمنده كه خیلی دیر شد بخاطر نورسیده مون بود شاد و موفق باشید

خدانگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدار





طبقه بندی: Galaxy Girls،
[ پنجشنبه 26 آبان 1390 ] [ 21:34 ] [ الن ] [ دابل اسی پرو پاقرص() ]

نمایش نظرات 1 تا 30